لطیفه های با مزه

Sunday, August 23, 2009


* يه عنكبوته قرص اكس مي خوره پليور مي بافه !!!
* يه نفر مي سوزه تحقيق مي كنند مي بينند كه درصد كوفتگي بيشتر از سوختگي بوده ، بعداً معلوم مي شه با بيل خاموشش كرده بودند !!!
* يه روز تبريز را گل بارون مي كنند همه مي ميرند ، چون گلها را با گلدون انداخته بودند !!!
* يه روز غضنفر داشته پرتقال پوست مي كنده مي گه خدا كنه توش موز باشه !!!
* به مرغه مي گن چرا تخم نمي گذاري ؟ ميگه چي خيال كردي ، براي 75 تومن هيكلمو خراب كنم !!!
* يه مرغ قرص اكس مي خوره ميره اسرائيل مي گيرنش چون مي گفته قدس قدس قدس !!!
* يه كرمه مست مي كنه ميگه من مارم !!!
* يه جوجه با مامانش دعوا ميكنه ، ميره سر كوچه ميگه دربست كشتارگاه !!!
* يه مرغ عشق با ياكريم ازدواج ميكنه بچشون ميشه كريم عشقي !!!
* يه جوجه با مامانش دعوا ميكنه ، مي خواد خودشو بكشه ميره وسط حياط ميگه پيشي بيا منو بخور !!!
* عزرائيل مي ياد جون يه ترك رو بگيره ، تركه خودشو به مردن مي زنه !!!
* به غضنفر مي گن 2*2 ميشه چند تا ؟ ميگه من اين چيزا حاليم نيست ، كلمه بگو جمله بسازم !!!
* دو تا پاترول با هم ازدواج مي كنن بچشون ميشه ژيان !!!! چون ازدواج فاميلي بچشون منگول ميشه !!!
* دو تا تركه سر اينكه كدومشون وسط بخوابند با هم دعوا مي كردند !!!
* به يه افغاني ميگن اگه يه كاميون 10000 تومني بهت بدن چي كار مي كني؟ مي گه 3000 تومن مي گيرم خاليش مي كنم !!!
* يه روز غضنفر داشته زنش و كتك مي زده ، بهش مي گن چرا زنتو مي زني ، مي گه اگه ميدونستم كه مي كشتمش
***
1- یه بار یه ترکه سوار تاکسی می شه راننده می گه : داداش دستت لای در نمونه. ترکه میاد ترییب رفاقت بذاره می گه سرت لای در نمونه.
***
2- به ترکه می گن با ارتش کوفه شعری بساز : می گه ارتش کوفه داری مثل گل بهاری ... وقتی که از راه میای شادی و شور می یاری.
***
3- یه بار یکی تلویزیون را روشن می کنه و می بینه شبکه اول قرآنه شبکه دوم قرآنه شبکه سوم قرآنه شبکه چهار و پنج هم قرآنه. میاد تلویزیونو می بوسه می ذاره بالای تاقچه.
***
4- یکی می خواد بره ولایت می ره ترمینال می بینه بلیط هزارتومنه. ترکه می گه : می شه با صد تومن یه کاریش کرد؟ یارو می گه باشه اشکالی نداره ولی این طوری باید تا مقصد دنبال اتوبوس بدوسی. ترکه قبول می کنه و تا مقصد دنبال اتوبوس می دوه وقتی اوتوبوس می رسه ترکه می ره راننده رو کتک می زنه. راننده می گه چرا می زنی؟ ترکه می گه : چرا هرچی داد زدم وسط راه وایسا پیاده شم نایستادی؟
***
5- یکی به دیگری می گه : آقا ببخشید شرمنده روم به دیوار روم سیاه گلاب به روتون اسم شما چیه؟ طرف می گه : این طور که شما می گید من گه هستم.
***
یه خواجه ای در مجلس حجاج بادی در می کنه. حجاج برای اینکه از خجالت درش بیارن می گن نمی خواد مالیات بدی یه خواسته بگو. در همین حین غلامی رو می بینن که می خوان بکشندش. خواجه تقاضای عفو او را می کنه. اونها هم قبول می کنند. غلام در همین حین خود را به پای او می اندازه و می گه قربون اونجاتون برم که آزادی خلق در گرو باد شماست.
***
یکی به دیگری گفت اسم تو کیست؟ گفت هیبت الله!!! طرف گفت : راست می گویی یا می خواهی ما را بترسانی.
***
حکایت
احمقی به عیادت بیماری رفته بود ، چون خواست برخیزد ، به کسان بیمار گفت : این مرتبه مثل آن بار نکنید که فلان مریض از شما فوت شد و مرا خبر نکنید که تشییع جنازه او کنم.
***
ناصرالدین شاه باری در حالی که لنگ گرانبهایی به خود بسته بود و به طرف حمام می رفت از دلقکش پرسید ارزش من چقدر است؟ گفت : ۱۰۰ ریال . ناصرالدین شاه گفت آخه احمق همین لنگی که پوشیدم صد ریال ارزش داره. دلقک گفت درسته قیمت لنگ شما را هم باهاش حساب کردم.

***
دعای پاس کردن ترم(برای دانشجویان عزیز)
الهی ادرکنی پاساً ترمی. به نمرتی دهی و دوازدهی و حفظاً من مشروطی و فلجاً استادی و لغواً امتحانی بحق برفاً و آلودگی جویاً
***
جوک برره ای
یه بار شیرفرهاد از شادونه می پرسه : موا از چه حیوانی خوشت ویاد؟
شادونه می گه :خب معلومه دیگه از مار بوا
***
یه بار پلیس راهنمایی رانندگی به یه راننده می گه : تبریک می گم شما از طرف انجمن ایمنی راهنمایی و رانندگی مبلغ بیست هزار تومان جایزه می گیرید حالا می خواید با این جایزه چی کار کنید؟ راننده می گه : می خوام باهاش گواهینامه بگیرم. یه دفعه زنی که بغل دست مرد نشسته بود گفت نه آقا حرفهای شوهرم رو باور نکنید هروقت مست می کنه یه بند چرت و پرت می گه. در همین حین یکی که تو صندلی پشت خوابیده بود بیدار شد و گفت : چه خبره ؟ من که گفتم با ماشین دزدی فرار کنیم گیر می افتیم . نگفتم. یه دفعه صدای یکی از تو صندوق عقب اومد و گفت : از مرز رد شدیم یا نه؟
***
یه بار خروسی بالای درخت بود و داشت آواز می خوند که یه دفعه روباهی از اونجا رد می شه و می گه تو که داری اذان صبح می گی بیا پایین باهم به جماعت بخوانیم. خروس می گه : نمی شه من فقط مؤذنم. راست می گی به امامت شیری که پایین این درخت خوابیده نماز بخوان. در همین حین شیر بیدار می شود و غرش کنان به طرف روباه می دود. روباه پا به فرار می گذارد. خروس داد می زنه مگر نمی خواستی به امامت شیر نماز بخوانی. روباه گفت : درسته الان دارم می رم تجدید وضو کنم.
***
اولی : راستی من تو تست بازیگری قبول شدم. دومی : چطوری؟ اولی : این طوری . کارگردان بهم گفت تو قبولی فقط نقشی که می دم کوتاهه ها. گفتم اشکالی نداره. گفت پول هم نمی دیم ها. گفتم اشکالی نداره. گفت تصویرتو نشون نمی دیم فقط باید بری اتاق بغلی گلدانی بخوره تو سرت بگی آخ . گفتم اشکال نداره فقط بلند بگم آخ یا یواش بگم آخ ؟ کارگردان : اونش اشکالی نداره صدات هم بعداً دوبله می شه!!!
***
دیالوگ
1- خواستگار : عزیزم من از تو خوشبخت ترین زن دنیا می سازم. زن : خیر پیش.
2- بیمار : دکتر من همه چیزو دوتا می بینم. دکتر : هرچهارتون این مشکلو دارید.
***
فاتحه
شب های دوشنبه و چهارشنبه برای غافلگیری اموات اجماعاً فاتحه مع الصلوات!!!
***
بم : بم زلزله مياد،‌ غضنفر زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره!
***
یکی می گوزه جلو رفققاش ضایع می شه از خدا می خواد اونو ۳۰۰ سال مثل اصحاب کهف بخوابونه. خلاصه بعد از ۳۰۰ سال بلند می شه گرسنش می شه میره نانوایی سکه ای رو به نانوا می ده نانوا می گه : این چیه؟ این که مال عهد جاسم گوزوه!!!
***
یکی می گوزه یه متر می پره هوا . می گن چی شد؟ می گه هیچی رو دنده بود!!!
***
یکی می ره ثبت احوال می خواد اسمشو عوض کنه. مامور می رسه اسمت کیه ؟ می گه اکبر ان چهره . مامور می گه خوب حق داری می خوای به چی تغییرش بدی؟ می گه اصغر ان چهره!!!
***
جنیفر لوپز : يك روزجنيفرلوپزآگهي ميده يه شوهر ميخوام خوشگل باشه زمين پول و...داشته باشه.تركه اگهي روميخونه همه چيزوميفروشه بليط آمريكاميخره با دسته گل ميره.جنيفر ازش ميپرسه خونه داري ميگه نه پول داري ميگه نه پس چي داري ميگه من نيومدم خواستگاري اومدم بگم رومن حساب نكني!!!
***
به بامشاد مي گن زنت حاملست:مي گه اي اردل نامرد!!!
***
ترك ميره نماز جمعه جو مي گيرتش موج مكزيكي ميره
***
اصفهانی سوار تاکسی می شه از راننده می پرسه چقدر شد؟ راننده می گه پنج هزار تومن! اصفهانیه می گه : چه خبره همه جا که چهار هزار می گیرن تازه من سه هزار تومن بیشتر همراهم نیست. فعلاْ این دوهزار خدمت شما باشه. یارو می شمره می بینه هزار تومنه
***
پشت کنکوری ادعای پیغمبری می کرد می گن همین طوری که نمی شه باید بری غار حرا تا جبرئیل به تو نازل شه. اونم می ره و بعد از مدتی با دست و پای خونین و شکسته می یاد. می گن چی شد؟ می گه هیچی . رفتم غار حرا ولی جبرئیل با قطار به طرفم اومد
***
یکی ادعای پیغمبری می کنه می گن پس کتابت کو؟ می گه فعلاْ جزوه می گم بنویسید تا بعد.
***
پيرزنه قرص ايكس مي خوره مي ره وسط خيابون ميگه : من ترانه 15 سال دارم
***
پيرزن :باز زنگ خونه ما را زدي اومدي گدايي گدا: پس توقع داشتي بيام خواستگاري !!!
Powered by: Blogger
Based on Qwilm! theme.