جملات پشت کامیونی
Saturday, May 15, 2010
عاشق بی انتظار مادر
علم بهتر است یا ثروت؟، هیچکدام فقط ذره ای معرفت”
دا کر سی چنت بی. (یعنی مادر پسر برای چی خواستی؟)
به گنده تر و خرتر از خودت احترام بگذار!
به مد پوشان بگویید آخرین مد کفن است
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت —- سرنوشت دگران بر تو نخواهند نوشت
ناز نگات قشنگه!
تند رفتن که نشد مردی ——- عشق است که برگردی
هر کجا محرم شدی -چشم از خیانت باز دار -چه بسا محرم با یک نقطه مجرم میشود،
مبر ز موی سفیدم گمان به عمر دراز ——- جوان به حادثه ای زود پیر میشود گاهی
“دست بزن ولی خیانت مکن”
منم یه روز بزرگ میشم.
زندگی بر خلاف آرزوهایم گذشت.
داداش جان به خاطر اشک مادر یواش!
افسوس همه اش افسانه بود!
من از عقرب نمیترسم ولی از سوسک میترسم
من از دشمن نمیترسم ولی از دوست میترسم.
من نمی گویم مرا ای چرخ سرگردان مکن –هرچه می خواهی بکن محتاج نامردان مکن!
شد شد، نشد نشد
بوسه مگر چیست– فشار دولب — این که گنه نیست – چه روز و چه شب.
بمیرد آنکه غربت را بنا کرد ——- مرا از تو، ترا از من جدا کرد
برگ از درخت خسته می شه ——- پاییز فقط یه بهانه است
در این دنیا که مردانش عصا از کور می دزدند——- من بیچاره دنبال مرد می گردم
دنبالم نیا آواره میشی
رفاقت قصه تلخی است که از یادش گریزانم
روی قلبم نوشتم ورود ممنوع ——- عشق آمد گفتم بیسوادم!
“تو هم خوبی!
از بس خوردم مرغ و پلو ——- آخر شدم مارکوپولو
سر پایینی پرنده ——- سر بالایی شرمنده
“اسیرتم ولی آزاد”
بخاطر دلم ولم.
۱۰۰ بار بدی کردی و دیدی ثمرش را ——- خوبی چه بدی داشت که یک بار نکردی
قربان وجودت که وجودم ز وجود تو بوجود آمد مادر
تو که بی وفا نبودی پدر سگ!
دلم دادم بری باهاش حال کنی ——- نه که بری جیگرکی بازکنی !!
رفیق بی پدر ، مادر
تو رو اگه من نشورم کی میشوره ( عروسکم )
باغبان در را مبند من مرد گلچین نیستم – من خودم گل دارم و محتاج یک گل نیستم!
تمام مرده شویان راضیند بر مردن مردم
بنازم مطربان را که خلق را مسرور میخواهند!
ای آسمون کبود ——- واسه همه بود واسه ما نبود؟؟؟؟
در قمار زندگی عاقبت ما باختیم ——- بس که تکخال محبت بر زمین انداختیم
گرپادشاه عالمی ، بازهم گدای مادری
نمیخام شمع باشم دخترا فوتم کنن ——- میخام سیگار باشم لوطیا دودم کنن
ای بلبل اگر نالی من با تو هم آوازم
تو عشق گل داری،من عشق گل اندامی!
همه از من میترسن ——- من از نیسان آبی
هندونه بده قاچ کنیم ——- لوپتو بده ماچ کنیم !
دانی که چرا راز نهان با تو نگفتم——- طوطی صفتی طاقت اسرار نداری
دنیا همه هیچ و زندگانی همه هیچ ——- ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
به درویشی قناعت کن که سلطانی خطر دارد
علم بهتر است یا ثروت؟، هیچکدام فقط ذره ای معرفت”
دا کر سی چنت بی. (یعنی مادر پسر برای چی خواستی؟)
به گنده تر و خرتر از خودت احترام بگذار!
به مد پوشان بگویید آخرین مد کفن است
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت —- سرنوشت دگران بر تو نخواهند نوشت
ناز نگات قشنگه!
تند رفتن که نشد مردی ——- عشق است که برگردی
هر کجا محرم شدی -چشم از خیانت باز دار -چه بسا محرم با یک نقطه مجرم میشود،
مبر ز موی سفیدم گمان به عمر دراز ——- جوان به حادثه ای زود پیر میشود گاهی
“دست بزن ولی خیانت مکن”
منم یه روز بزرگ میشم.
زندگی بر خلاف آرزوهایم گذشت.
داداش جان به خاطر اشک مادر یواش!
افسوس همه اش افسانه بود!
من از عقرب نمیترسم ولی از سوسک میترسم
من از دشمن نمیترسم ولی از دوست میترسم.
من نمی گویم مرا ای چرخ سرگردان مکن –هرچه می خواهی بکن محتاج نامردان مکن!
شد شد، نشد نشد
بوسه مگر چیست– فشار دولب — این که گنه نیست – چه روز و چه شب.
بمیرد آنکه غربت را بنا کرد ——- مرا از تو، ترا از من جدا کرد
برگ از درخت خسته می شه ——- پاییز فقط یه بهانه است
در این دنیا که مردانش عصا از کور می دزدند——- من بیچاره دنبال مرد می گردم
دنبالم نیا آواره میشی
رفاقت قصه تلخی است که از یادش گریزانم
روی قلبم نوشتم ورود ممنوع ——- عشق آمد گفتم بیسوادم!
“تو هم خوبی!
از بس خوردم مرغ و پلو ——- آخر شدم مارکوپولو
سر پایینی پرنده ——- سر بالایی شرمنده
“اسیرتم ولی آزاد”
بخاطر دلم ولم.
۱۰۰ بار بدی کردی و دیدی ثمرش را ——- خوبی چه بدی داشت که یک بار نکردی
قربان وجودت که وجودم ز وجود تو بوجود آمد مادر
تو که بی وفا نبودی پدر سگ!
دلم دادم بری باهاش حال کنی ——- نه که بری جیگرکی بازکنی !!
رفیق بی پدر ، مادر
تو رو اگه من نشورم کی میشوره ( عروسکم )
باغبان در را مبند من مرد گلچین نیستم – من خودم گل دارم و محتاج یک گل نیستم!
تمام مرده شویان راضیند بر مردن مردم
بنازم مطربان را که خلق را مسرور میخواهند!
ای آسمون کبود ——- واسه همه بود واسه ما نبود؟؟؟؟
در قمار زندگی عاقبت ما باختیم ——- بس که تکخال محبت بر زمین انداختیم
گرپادشاه عالمی ، بازهم گدای مادری
نمیخام شمع باشم دخترا فوتم کنن ——- میخام سیگار باشم لوطیا دودم کنن
ای بلبل اگر نالی من با تو هم آوازم
تو عشق گل داری،من عشق گل اندامی!
همه از من میترسن ——- من از نیسان آبی
هندونه بده قاچ کنیم ——- لوپتو بده ماچ کنیم !
دانی که چرا راز نهان با تو نگفتم——- طوطی صفتی طاقت اسرار نداری
دنیا همه هیچ و زندگانی همه هیچ ——- ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
به درویشی قناعت کن که سلطانی خطر دارد
| 0 نظر »
فحشهای دانشجویی
Friday, February 12, 2010
فلسفه ی فحش خیلی پیچیده است چه بسا فحش هایی كه هر كس می ده بیانگر شخصیت و درون او باشد . اما از اونجا كه فحش در بین دانشجویان امروزه ی ما جایگاه بسیار ویژه ای دارد بنده شما رو با تعدادی از اونها آشناتون می كنم كه از شهرت ویژه ای برخوردارند.
دانشجوی تهران شمال :
نكته : وقتی می خونید این قسمتو سعی كنید لباتون تا حد امكان غنچه باشه:
بی ادب , تو واقعا عقلتو از دست دادی دیوونه . منو ترسوندی بی شعور تلفظ : بی ششووور ) امیدوارم ولنتاین كچل شی . بد بد بد)
دانشجوی تهران جنوب :
(.... .... .... ..... ... .. ... ..كلا سانسور شد )
دانشجوی دانشگاه تهران :
وطن فروش مزدور , لیبرال خود فروخته , مخل نظام , تو حق شركت در انتخابات بعدی رو نداری با اون كاندید از خودت نفهم تر , فاشیست تند رو
(توجه داشته باشید كه موضوع دعوا سیاسی بوده)
دانشجوی پزشكی :
در دیكشنری این بروبچ كلمه ی فحش تعریف نشدست
دانشجوی هنر :
من شعر دوازدهم از هشت كتاب استاد سهراب رو به تو بی ادب بی فرهنگ تقدیم می كنم امیدوارم گیتارت بشكنه و تا اخر عمر یكه و تنها و بی عشق و ژولیت بمونی .
وقتی هم كار بالا می گیره كاریكاتور همدیگه رو می كشن .
دانشجوی الهیات :
یا ایهو الذی فحشو فحشً فاحشتن ای هستیت به عدم مبدل , ای دچار دور تسلسل شده , ای علتت به ممكن الوجود گرویده , فلسفه ی تو دچار تضاد شده و من به خود اجازه ی بحث نمی دم .... *
*: این آخری كه گفت از اون ناجوراش بود كه فلش بك زد به دوران دبیرستان و رشته ی علوم انسانی كه می خوند و واسه خودش یلی بود
دانشجوی تربیت بدنی:
به من گفتی ... , ... خودتی و جد و آبادت
به همین كوتاهی البته بعدش یه 2 ساعتی بزن بزن می شه
دانشجوی زبان خارجی :
هنوز دعوا نشده , شروع می كنن خارجكی بلغور كردن البته به نظر من اگه ترجمه ی حرفاشونو می دونستند خودشون رو زبونشون فلفل می ریختن و 2 روز تو اتاق خودشونو حبس می كردن
دانشجوی حقوق :
تو با این كارت به حقوق شهروندی من تجاوز كردی و من طبق اصل 153 قانون اساسی حق دارم ازت شكایت كنم و مادرتو به عزات بشونم شما می تونید هیچی نگید اما هر چی بگید بر علیه شما تو دادگاه استفاده می شه .
راستی اگه وكیل تسخیری خواستی به خودم بگو
دانشكده ی كاشون :
كسی با تو زر نزد . كثافت مرض . از جلو چشام خفه شو
( من قصد توهین یه هیشكی رو ندارم )
دانشجوی دختر
دراكثرموارددختره وقتی باپسره دعواش میشه:
دختر:تو همیشه به من دروغ گفتی , تو هیچ وقت منو دوست نداشتی , من بازیچه ی دستای كثیفت بودم , حالا جواب خونوادمو چی بدم ؟ برو گمشو دیگه نمی خوام ببینمت .
دانشجوی تهران شمال :
نكته : وقتی می خونید این قسمتو سعی كنید لباتون تا حد امكان غنچه باشه:
بی ادب , تو واقعا عقلتو از دست دادی دیوونه . منو ترسوندی بی شعور تلفظ : بی ششووور ) امیدوارم ولنتاین كچل شی . بد بد بد)
دانشجوی تهران جنوب :
(.... .... .... ..... ... .. ... ..كلا سانسور شد )
دانشجوی دانشگاه تهران :
وطن فروش مزدور , لیبرال خود فروخته , مخل نظام , تو حق شركت در انتخابات بعدی رو نداری با اون كاندید از خودت نفهم تر , فاشیست تند رو
(توجه داشته باشید كه موضوع دعوا سیاسی بوده)
دانشجوی پزشكی :
در دیكشنری این بروبچ كلمه ی فحش تعریف نشدست
دانشجوی هنر :
من شعر دوازدهم از هشت كتاب استاد سهراب رو به تو بی ادب بی فرهنگ تقدیم می كنم امیدوارم گیتارت بشكنه و تا اخر عمر یكه و تنها و بی عشق و ژولیت بمونی .
وقتی هم كار بالا می گیره كاریكاتور همدیگه رو می كشن .
دانشجوی الهیات :
یا ایهو الذی فحشو فحشً فاحشتن ای هستیت به عدم مبدل , ای دچار دور تسلسل شده , ای علتت به ممكن الوجود گرویده , فلسفه ی تو دچار تضاد شده و من به خود اجازه ی بحث نمی دم .... *
*: این آخری كه گفت از اون ناجوراش بود كه فلش بك زد به دوران دبیرستان و رشته ی علوم انسانی كه می خوند و واسه خودش یلی بود
دانشجوی تربیت بدنی:
به من گفتی ... , ... خودتی و جد و آبادت
به همین كوتاهی البته بعدش یه 2 ساعتی بزن بزن می شه
دانشجوی زبان خارجی :
هنوز دعوا نشده , شروع می كنن خارجكی بلغور كردن البته به نظر من اگه ترجمه ی حرفاشونو می دونستند خودشون رو زبونشون فلفل می ریختن و 2 روز تو اتاق خودشونو حبس می كردن
دانشجوی حقوق :
تو با این كارت به حقوق شهروندی من تجاوز كردی و من طبق اصل 153 قانون اساسی حق دارم ازت شكایت كنم و مادرتو به عزات بشونم شما می تونید هیچی نگید اما هر چی بگید بر علیه شما تو دادگاه استفاده می شه .
راستی اگه وكیل تسخیری خواستی به خودم بگو
دانشكده ی كاشون :
كسی با تو زر نزد . كثافت مرض . از جلو چشام خفه شو
( من قصد توهین یه هیشكی رو ندارم )
دانشجوی دختر
دراكثرموارددختره وقتی باپسره دعواش میشه:
دختر:تو همیشه به من دروغ گفتی , تو هیچ وقت منو دوست نداشتی , من بازیچه ی دستای كثیفت بودم , حالا جواب خونوادمو چی بدم ؟ برو گمشو دیگه نمی خوام ببینمت .
| 0 نظر »
ساخت آسانسور با سرعت بیش از یک کیلومتردردقیقه
Saturday, February 6, 2010
شرکت هیتاچی ژاپن اعلام کرد: آخرین مراحل تست و ساخت سریعترین آسانسور جهان را درحال انجام است.
به گزارش consbank.com ، در ماه آوریل سال جاری میلادی، این آسانسور اولین تست واقعی خود را با افتتاح برج G1ژاپن پشت سر خواهد گذاشت. سرعت این آسانسور 1080 متر در دقیقه تخمین زده می شود.
برای این آسانسورهیتاچی سیستمهای لرزش گیر و همچنین سیستمهای تنظیم فشار هموای جدید را طراحی کرده است تا سرنشینان این آسانسور در راحتی کامل ار آن استفاده کنند.
سایر تلاشهای مهندسان این شرکت بر روی کوچک کردن چاهک و سبک کردن اتاقک آسانسور متمرکز شده است.
نکته جالب توجه اینکه در روز افتتاح این برج از آسانسور دیگری نیز که قرار است سریعترین آسانسور بازی جهان باشد پرده برداری می شود. این آسانسور توانایی حمل 50 تن بار با سرعت 60 متر در دقیقه را دارا خواهد بود.
| 0 نظر »
زرنگ بازی یه اصفهانی
Friday, January 15, 2010
یه اصفهاني عزیز توی اتوبان با سرعت ۱۸۰ كيلومتر در ساعت می رفته كه پليس با دوربينش شكارش می كند و ماشينش را متوقف مي كند. پليس ميآید كنار ماشين و میگوید:
"گواهينامه و كارت ماشين!" اصفهانی با لهجه غلیظی میگوید:" من گواهينامه ندارم. اين ماشينم مالی من نيست. كارتا ايناشم پيشی من نيست.
من صاحَب ماشينا كشتم آ جنازشا انداختم تو صندق عقب. چاقوش هم صندلی عقب گذاشتم! حالاوَم داشتم ميرفتم از مرز فرار كونم، شوما منا گرفتين."
مامور پليس كه حسابی گیج شده بوده بيسيم میزند به فرماندهاش و عين قضيه را تعريف میكند و درخواست كمك فوری ميكند.
فرمانده اش هم ميگوید که او كاری نكند تا خودش را برساند! فرمانده در اسرع وقت خودش را به محل میرساند و به راننده اصفهاني ميگوید:
آقا گواهينامه؟ اصفهانی گواهينامه اش را از توی جيبش در ميآورد و میدهد به فرمانده. فرمانده میگوید: كارت ماشين؟ اصفهانی كارت ماشين را كه به نام خودش بوده از جيبش در میآورد و ميدهد به فرمانده.
فرمانده که روی صندلی عقب چاقویی نیافته، عصبانی دستور میدهد راننده در صندوق عقب را باز كند. اصفهانی در را باز ميكند و فرمانده ميبيند كه صندوق هم خالي است.
فرمانده كه حسابي گيج شده بوده، به راننده اصفهانی ميگوید:" پس اين مأمور ما چي ميگه؟!"
اصفهانی ميگوید: "چی ميدونم والا جناب سرهنگ! حتماً الانم میخواد بگد من داشتم ۱۸۰ تا سرعت میرفتم؟"
"گواهينامه و كارت ماشين!" اصفهانی با لهجه غلیظی میگوید:" من گواهينامه ندارم. اين ماشينم مالی من نيست. كارتا ايناشم پيشی من نيست.
من صاحَب ماشينا كشتم آ جنازشا انداختم تو صندق عقب. چاقوش هم صندلی عقب گذاشتم! حالاوَم داشتم ميرفتم از مرز فرار كونم، شوما منا گرفتين."
مامور پليس كه حسابی گیج شده بوده بيسيم میزند به فرماندهاش و عين قضيه را تعريف میكند و درخواست كمك فوری ميكند.
فرمانده اش هم ميگوید که او كاری نكند تا خودش را برساند! فرمانده در اسرع وقت خودش را به محل میرساند و به راننده اصفهاني ميگوید:
آقا گواهينامه؟ اصفهانی گواهينامه اش را از توی جيبش در ميآورد و میدهد به فرمانده. فرمانده میگوید: كارت ماشين؟ اصفهانی كارت ماشين را كه به نام خودش بوده از جيبش در میآورد و ميدهد به فرمانده.
فرمانده که روی صندلی عقب چاقویی نیافته، عصبانی دستور میدهد راننده در صندوق عقب را باز كند. اصفهانی در را باز ميكند و فرمانده ميبيند كه صندوق هم خالي است.
فرمانده كه حسابي گيج شده بوده، به راننده اصفهانی ميگوید:" پس اين مأمور ما چي ميگه؟!"
اصفهانی ميگوید: "چی ميدونم والا جناب سرهنگ! حتماً الانم میخواد بگد من داشتم ۱۸۰ تا سرعت میرفتم؟"
| 0 نظر »
Subscribe to:
Posts (Atom)




















